![]() |
درنگنامه |
باسپاس از همه دوستان که گهگاهی به خونه من میان
میهمونم میشن وتشویقم می کنندا
ازاین پس شا پابوس شما در لوکس بلاگ هستم با همین عنوان درنگنامه لینکشو درپیوند ها گذاشتم
... پيام هاي ديگران() link جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠ - عبدالرضا
عید باز گشت به فطرت ....عید بله دیگر به :قالو الست بربکم؟
... پيام هاي ديگران() link چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠ - عبدالرضا
سلام و درود به همه شما ماه مبارک رمضان مسافرتم شاید کمتر بیام
ماه شگفتن است.شب های نورانی و شب قدری سزنوشت ساز و تاریخی برایتان آرزومندم

توبگوچگونه زندگی میکنی تا من چگونه مردنت را بگویم..دکتر شریعتی
عروج او انقلاب اسلامی را درمشهد پر فروغ کرد و استوار ساخت
چهلم دکتر تبدیل به میتینگی علیه شاه شد.از همه سلیقه های سیاسی در آن مجلس حضور داشتند. بازرگان و چند نفر دیگر صحبت کردند.حضور شهید بهشتی چشم گیر بود .سومین باری بود که از نزدیک زیارتشون می کردم بر سفره غذا ‘روبروی شون نشسته بودم از دکتر شریعتی تجلیل می کرد (آن روزها 20 سالگی عمرم رو پشت سرگذاشته بودم )
پیش ار خبر ارتحال دکتر .در محضر پدرش استاد مخمد تقی شریعتی بودم خاطره جالبی دارم خواهم گفت؟
... پيام هاي ديگران() link دوشنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٠ - عبدالرضا
ای که فرموده ای:
ماه ماه من! و بنده بنده من است!
هر کسی در این ماه مرا بخواند او را اجابت میکنم
و هر کس از من بخواهد به او میدهم
و هر کس از من هدایت بخواهد او را هدایت میکنم
در روایات ماه رجب را به نهری در بهشت تشبیه کردهاند که از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر است و این نهر مخصوص کسانی است که در ماه رجب موفق به مراقبه شوند. مهمترین مراقبات ماه رجب استغفار است. این ماه، ماه عذرخواهی و طلب مغفرت از خداوند است، به همین دلیل سفارش شده در این ماه این ذکر بسیار گفته شود "استغفرالله اسئله التوبه"؛ مغفرت پوشش دادن است و انسان از خدا میخواهد که گناهان او را بپوشاند. همچنین انسان از خدا درخواست میکند که توفیق توبه را به او بدهد و همین مسئله نشان میدهد که توبه از گناهان امری است بسیار سخت که خداوند باید انسان را در رسیدن به آن کمک کند.
... پيام هاي ديگران() link جمعه ٢٠ خرداد ۱۳٩٠ - عبدالرضا
خونهای جوشان» عنوان قطعه شعری است از شاعر مخلص مکتب امام صادق ((ع):حجت الاسلام محمد حسین بهجتی یزدی (شفق) که به گفته او، اولین سروده «برای شهدای 15 خرداد» است. این شعر در ششمین شماره مجله انتقام (15 خرداد 1344/5 صفر 1385) و به مناسبت دومین سالگرد قیام 15 خرداد انتشار یافت.
افق امروز چرا سرختر است
سینهاش خونین است
میخراشد رخ و خون میریزد
دامنش رنگین است
یارب این منظره چیست؟
راستی این بر و این بوم سیه، ایران است؟
پس چرا ویران است
این همان کشور آباد کهنسال بود؟
راستی بیشه شیران است این؟
پرورشگاه دلیران است این؟
نه، نه، نه!
کو شکوه جمشید؟
کو جلال ابدیت که بر آن میزد موج؟
چه شد آن کاخ که زنجیر عدالت میداد
زینت ایوانش؟
صبح میتافت به هر کنگره آن خورشید
بوسه میداد به خاک در آن نور امید
چه شد آن فرّ و شکوه؟
دیگر آن ایران نیست
محبسی ویران است
وین سیه سقف سپهر
سقف بشکسته این زندان است
ملتی پای به زنجیر و اسیر
اندر آن مینالند
این افق نیست که بینی از دور
گرد این حبس، حصاریست بلند
که ز خون شهدا
جابجا قرمز و خونآلود است
وه که این صحنه چه درداندود است
دیگر این ایران نیست
کورهای سوزان است
که در این کوره شب و روز هزاران مظلوم
بیگنه میسوزند
بام این کوره و دیوار و درش شده چون قیر سیاه
بس که آه
از دل سوخته برمیخیزد
این یکی دره پرفریاد است
مرکز بیداد است
یا که کشتار گهی خونبار است
که در آن نسل جوان قربانی است
نه... بخشید مرا
که در این کشور ما آزادیست!
همه جا آبادیست!
میزند موج ببام و در و دیوارش عدل
این شرف او را بس!!
دیگر آزادی از این بالاتر؟!
که شوند آن همه استاد، اسیر
یا شود رهبر آزاد و دلیر
گاه زندانی و گاهی تبعید
نازم آزادی را!
که کند حکم به اعدام گروهی دیندار!
کار از این بهتر چیست؟
این عدالت نبود؟
کاین همه مردم بیاسلحه را در یک روز
به مسلسل بندند
این تمدن نبود؟!
که هزاران نفر از دست ستم بیتقصیر
همه در خون غلطند
الحق انصاف این است!
قابل تحسین است!
افق امروز ملالانگیز است
میخراشد رخ و خون میریزد
در غم پانزده خرداد است
تا ابد ننگ از این حادثه برمیخیزد
نرود هیچ ز یاد
خون زند جوش هنوز
در تن پاک شهیدان غیور
خون آن مردم آزاد نیفتد از جوش
آری این شعله نگردد خاموش
هرگز آرام نگیرد این موج
تا ز بن برنکند ریشه بیداد سیاه
به امید آن روز..
ما مفتخریم که «باقرالعلوم» بالاترین شخصیت تاریخ است و کسی جز خدای تعالی و رسول ـ صلیالله علیه و آله ـ و ائمة معصومین علیهمالسلام ـ مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد، از ما است.ا
از وصیتنامه مام خمینی
... پيام هاي ديگران() link شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ - عبدالرضا
این بیانیه همچنین بندهایی درباره نظارت دستگاه اطلاعات و امنیت سعودی و نمایندگان وزارت داخلی بر فعالیتهای دستگاه اطلاعات و امنیت بحرین و فعالیت وزارت داخلی این کشور را دربرمیگیرد و در این میان سعودیها اجازه دارند برای تغییر ساختار جمعیتی بحرین دست به هر اقدامی بزنند.
منبع: shia-online.ir
به موجب توافق محرمانه میان پادشاه بحرین با مقامات سعودی، آل خلیفه در برابر حفظ تاج و تخت خود اختیار کامل کشور از جمله تصمیمگیری در سیاست داخلی و خارجی و تغییر ساختار جمعیتی این کشور را به سعودیها داده است.
یک منبع آگاه از کشورهای حوزه خلیج فارس طی یک افشاگری گفت که ورود نیروهای نظامی اشغالگر سعودی به بحرین صرفا به دلیل غلبه بر قیام مسالمت آمیز مردم بحرین یا به دلیل وجود موافقتنامه همکاری دفاعی میان شش کشور حوزه خلیج فارس و تشکیل دهنده نیروهای سپر جزیره نبوده، بلکه ورود نیروهای اشغالگر سعودی به بحرین به موجب توافق دوجانبه امضاشده میان دو کشور بحرین و عربستان صورت گرفته که بر اساس آن دو کشور تواقق نمودهاند تا جای ممکن تحولات منطقهای را به سود عربستان رقم بزنند و از آن به سود آل سعود بهرهبرداری کنند.
همچنین بر اساس این توافق دولت بحرین باید اقدامی سریع و آنی برای تغییر ساختار "جمعیتی" خود انجام دهد و به مهاجرین سعودی که وارد این کشور میشوند و باید 25 درصد جمعیت این کشور را تشکیل بدهند، سریعا شناسنامه و حق تابعیت بحرینی بدهد.
این منبع افزود: این موافقتنامه در آخرین دیدار بهعمل آمده توسط پادشاه بحرین از عربستان و مقامات عربستانی در 23 فوریه گذشته به امضا رسیده و توافقات بسیار خطرناکی را دربرمیگیرد که تاکنون غیر از مورد تغییر ساختار جمعیتی بحرین از مواد دیگر آن کسی آگاه نیست.
این منبع آگاه تاکید کرد: این موافقتنامه تلاش میکند، کشور بحرین را به بخشی از کشور عربستان تبدیل کند دقیقا بسان پیمان طائف منعقده میان عربستان و یمن در 19 می 1934 که به موجب آن، دو منطقه نجران و عسیر یمن به خاک عربستان منضم گردید و بعدها عربستان خروج از این دو منطقه را رد کرد و موجب بروز بحران میان دو کشور عربستان و یمن شد.
منبع فوق الذکر در ادامه گفت: به موجب موافقتنامه امضاشده میان حمد بن عیسی آل خلیفه با مقامات سعودی، آل سعود ادامه حاکمیت وی را در بحرین تضمین مینمایند، اما در مقابل پادشاه بحرین باید در انعقاد قراردادها و موافقتنامههای سیاسی و امنیتی و نظامی و هرآنچه مرتبط به سیاست خارجی این کشور میشود، با پادشاه عربستان مشورت کند تا مبادا از بابت امضای این موافقتنامهها گزند یا آسیبی به عربستان برسد.
همچنین بر اساس این موافقتنامه سعودیها اجازه ساخت و احداث پایگاههای نظامی دریایی و هوایی و زمینی و نصب شبکه موشکها و رادارها را بهطور دائمی در کشور بحرین مییابند، بیآنکه دولت بحرین اجازه دخالت در امور مربوط به آن را داشته باشد یا درصدد اطلاع از آنها باشد.
این منبع آگاه گفت: این بیانیه همچنین بندهایی درباره نظارت دستگاه اطلاعات و امنیت سعودی و نمایندگان وزارت داخلی بر فعالیتهای دستگاه اطلاعات و امنیت بحرین و فعالیت وزارت داخلی این کشور را دربرمیگیرد و در این میان سعودیها اجازه دارند برای تغییر ساختار جمعیتی بحرین دست به هر اقدامی بزنند.
این منبع آگاه تاکید کرد: این موافقتنامه از این جهت برای بحرین بسیار خطرناک مینماید چون به این معنی است که پادشاه بحرین در قبال حفظ تاج و تخت خود کشور بحرین را تسلیم عربستان میکند تا هرآنچه بخواهند در آن انجام دهند.
گفته میشود که طرح امضای چنین موافقتنامهای توسط دو مشاور امنیتی دولت انگلیس داده شده و بعید است که کاخ سفید از آن بیاطلاع بوده باشد، چون منافع استراتژیک آمریکا در منطقه را حفظ میکند.
این منبع افزود: امضای چنین موافقتنامهای برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از جمله کویت و قطر که عربستان پیش از آن در آنها حضور داشته، نیز خطرات بسیاری دارد و زمینه حضور مجدد آل سعود را در این کشورها فراهم مینماید.
طبقه بندی : خبرگذاری سیاسی،
برچسب ها: بحرین،
سرخوش آن عیدی که آن بانی نور از کنار کعبه بنماید ظهور
:یا مقلب القلوب والابصار .یا مدبر الیل والنهار ویا محول الحول والاحوال؛ حول حالنا الی احسن الا حوال
وهمه انسان ها را به دگر گونی دل ها دیده ها واندا ختن طرحی نو درسال نو فرا می خواند ؟؟ برگرفته ازسایت درنگنامه
... پيام هاي ديگران() link یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ - عبدالرضا
در چهارمین پنل این همایش، حججاسلام عبدالله نظرزاده با عنوان "روشنفکری حوزوی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب"، دکتر شریف لکزایی با عنوان "آزاداندیشی در حوزههای علمیه"، دکتر محمد پزشکی با عنوان بایستههای روشنفکری حوزوی، دکتر مسعود پورفرد با عنوان باز خوداندیشی گفتمان روشنفکری حوزوی و حجت الاسلام احمد رهدار با عنوان روحانیت و ضرورت ظرفیتسازی برای اجتهاد پویا سخنرانی میکنند.
این پنل با عنوان «روشنفکری حوزوی؛ رسالت و راهبردها» به ریاست حجتالاسلام عبدالرضا ایزدپناه ساعت 14 روز پنجشنبه 12 اسفندماه در اتاق جلسات حوزه ریاست دفتر تبلیغات اسلامی برگزار خواهد شد.
... پيام هاي ديگران() link شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩ - عبدالرضا
لام به همگی
می دانم که کمی دیر است اما همان طور که گفته میشه ” دیر بهتر از هیچ وقت است” . بنابراین، اجازه دهید که برای همه سال شادی را آرزو کنم. امیدوارم سال ۲۰۱۱ با خود نور، عشق و آرامش بیشتری را برای همه به همراه داشته باشد.
من هم اکنون چت زنده ای را در کافه ی فوروم سایت به پایان رسانده ام. فرصت بسیار خوبی برای سخن گفتن از فصل جدید و آنچه که من قصد دارم در طول سال های جاری به دست بیاورم یا بخشی از آن باشم؛ بود.
سخنانم را در این چت زنده در اختیار شما قرار می دهم( اگر چه ، تا حدی نسخه ی مهذب تر و معتدل تری است) و امیدوارم این سخنان ماهیت فصل جدید/اسپریتیک را روشن تر کند.
با عشق و محبت فراوان به همه ی شما
برادران ، خواهران و دوستان عزیز
من دوست دارم یک بار دیگر به همه خوش آمد بگویم و تشکر کنم به خاطر سال ها حمایت و عشقی که به من نشان دادید و هنوز هم نشان می دهید.
ما فصل جدید را شروع کرده ایم.این فصل، فصلی با شکوه و بسیار مهم است. من بسیار خشنود هستم که گذشته ای مرکب از چند فرهنگ دارم که در موسیقی من هم کاملا نمایان است( شرقی و غربی و …). من از نظر نژادی شرقی و از نظر ملیت و فرهنگی غربی هستم.کارهای زیادی هست که لازم است انجام شود. من نمی خواهم که در زندگی ام عقب گرد داشته باشم.لازم است تمرکزمان به سمت جلو باشد
من عقیده ندارم که امروز روز گفتن ان شاء الله و سبحان الله و ۱۰۰ درصد جهت دادن به موسیقی ام برای به دست آوردن طرفداران جدید در جهان اسلام باشد! از نظر من همان گونه که در سال ۲۰۰۳ درست بود که بگیم “او محمد بود رحمتی بر انسان ها معلم تمامی انسان ها” الان احساس می کنم وقتش است که بگوییم ” هر کجا باشی من تو را می یابم به دلیل اینکه تو تنها کسی هستی که به تو روی می آورم” این چیزی است که عمیقا در قلب خود حس می کنم و حقیقت این است که قلب هیچ کس تا زمانی که با خلوص و پشتکار جلو می رود اشتباه نمی کند.
همون طور که در مناسبت های مختلفی گفته ام دوست ندارم که یک ستاره ی اسلامی راک باشم. گذشته از این ، در نظر حقیر بنده استفاده از دین در چنین راهی در شعر ها بارز نیست چرا که این یک مکالمه ی یک نفری با فایده های خیلی کمی است….ممکن است به سرعت طرفداران زیادی به وجود بیاورد( به دلیل سادگی و نبود حکمت در آن) اما این راهی نیست که من دوست دارم اتخاذ کنم. افراد کمی وجود دارند که من واقعا به آن ها در دنیای موسیقی اقتخار می کنم. یکی از آن ها یوسف اسلام( یا کت استیونز)است. او حقیقتا از استعدادش به صورت آبرومندی استفاده می کند و با مخاطبینش با هر پیشینه ای که باشند سخن می گوید و من در اصطلاح حکمت و فلسفه بسیار به او احساس نزدیکی می کنم.
به نظر من، همه باید او را حمایت کنند مخصوصا برادران و خواهران مسلمانمان از آن جا که او مسئولیت مهمی را به دوش دارد.
من از طرفداران عزیزم در خواست می کنم که فصل جدید را بفهمند و قدر آن را بدانند و از آن با جانفشانی و ایمانی صادق حمایت کنند. باور کنید، کاری که ما اکنون انجام می دهیم بسیار مهم تر از گذشته است….جهان ما تنها به سوی بحران اقتصادی نمی رود بلکه دچار بحران اخلاقی و معنوی نیز شده است. ما در دهکده ی جهانی زندگی می کنیم و لازم است که مردم دیگر ادیان و عقاید را از این پس “دیگران” خطاب نکنیم. همه انسانیم و تنها راه همزیستی عشق است. تا زمانی که ما همه را دوست بداریم، هیچ گاه به رؤیاها و آرزوهایما ن برای رسیدن به جهانی بهتر و امن تر برای همه یمان نخواهیم رسید.
من از همه ی شما می خواهم که صحبت های من را درک کنید و من را با اشتیاق و ایمانی بیش از گذشته حمایت کنید. ما کارهای زیادی برای انجام دادن داریم.
خدا به همه ی شما خیر دهد و با عشق فراوان به همه ی شما!
سامی یوسف
منبع: سایت رسمی فارسی سامی یوسف
از مهدی عزیز
... پيام هاي ديگران() link دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩ - عبدالرضا
تازگی ها معنی تازه ای برای خوشبختی پیدا کردم...
من خوشبختم ...
نه به واسطه بودن کسی
بلکه به واسطه بودنِ خودم ... خانواده ام ...
و آن کَس که دوست دارد با منِ خوشبخت باشد...
و
این را فهمیدم
خوشبختی هم تکامل دارد...
نقل از وب من ..تو..ما
... پيام هاي ديگران() link شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٩ - عبدالرضا
پس از انتشار «برخورد دکتر بروجردی با یک معترض + عکس با امام و رهبری» در «تابناک» که خاطره ای بود از نوع برخورد مرحوم دکتر محمود بروجردی با فرد معترض در سفارت ایران در فنلاند، حجةالاسلام محمدرضا زائری مطلبی را در همین رابطه برای ما ارسال کرد.به گزارش «تابناک»، مطلب مذکور که دو خاطره از شیخ شهید «راغب حرب» از رهبران مقاومت در لبنان است به شرح زیر است:
خاطره ای که در «تابناک» از برخورد مرحوم دکتر بروجردی با یک معترض در فنلاند خواندم درد دل ها و حرف های فراوانی را در ذهنم برانگیخت و خاطرات گوناگونی را در خاطراتم برآشفت.
از برخورد مرحوم آیت الله برهان با زن و مردی گناهکار که در تاریکی شب عبای خود را برایشان انداختند و فرمودند من می دانم شما زن و شوهر هستید اما اینجا در کوچه این رفتار صحیح نیست و همین برخورد باعث شد هر دو به پای ایشان بیافتند و توبه کنند و واکنش امام موسى صدر به افرادی که در حال مشروب خوردن بودند تا رفتار مرحوم آیت الله قوام با زن هرزه در تهران و امثال این موارد که کم نیست و همه نشان می دهد رفتار و منش پدرانه که بوی سیره انبیاء و اولیا را داشته باشد چگونه حتى بدترین فضاها و موقعیت ها را تغییر می دهد.
به نظر می رسد در این روزگار بعضی اصول و مبادی مثل ضرورت احتمال تأثیر در امر به معروف و نهی از منکر را کاملا از یاد برده ایم و زبان و شیوه هایمان اصلا با هدف اصلی و اساسی که هدایت و نجات مخاطب است تناسبی ندارد و بلکه بدتر از این اصلا فراموش کرده ایم که قرار بوده اسلام مردم را تربیت کند و به کمال برساند نه اینکه دهانشان را ببندد و برای رعایت حال ما ظاهرسازی کنند.
دیدگاهی که تأسیس وزارت امر به معروف و نهی از منکر را می پسندد بیشتر به این گرایش دارد که مردم به خاطر نظام و حکومت مراعات ظاهر کنند یا به احترام روحانیت خود به تظاهر بپردازند و اینکه واقعا چه قدر به دین باور دارند و در دنیا و آخرت چه اندازه سعادتمند هستند دیگر چندان مهم نیست و انگار خود ما که روزی با دغدغه شب اول قبر مردم به تبلیغ دین می پرداختیم الآن بیشتر مسأله مان یک تشکیلات سازمانی و سیاسی و حفظ ظاهر و امور کمی و شکلی است تا حقیقت باور و دین مردم.

به هر حال این دو خاطره شنیدنی از مرحوم «شیخ راغب حرب» بیشتر نشان می دهد که اولا چرا کسی چون او را شیخ شهدای مقاومت و حزب الله می دانند و او را بانی حرکت های مردمی در مقابل هجوم رژیم صهیونیستی می شناسند و ثانیا بسیاری از مردم از هر قوم و ملیت و با هر شرایط و سن و حالتی اگر در رفتار و گفتار روحانی ها صداقت و اخلاص ببینند و از حضورشان بوی پدری و مهربانی و حمایت و همدلی استشمام کنند به اقتضای فطرت خود پیام الهی را استجابت می کنند.
فاضل بزرگواری از علمای شیعه به مناسبت ذکر خیر مرحوم شهید «شیخ راغب حرب» دو ماجرا از ایشان نقل کرد که خیلی قابل توجه بود. ایشان می فرمود:
شیخ راغب به خاطر حضور دائم بین مردم روستاهای مختلف لبنان و رابطه تنگاتنگ با آنان کاملا با زبان و فضای مخاطبان خود آشنا بود و برای همین رفتارها و برخوردهایش کاملا با حال و هوای آنان تناسب داشت و در عین حال بسیار آدم صاف و راحت و بی تکلفی بود.
یکبار به منزل کسی رفته بود که خانمش در انظار عمومی بی حجاب بود و وقتی وارد شد دید همسر او به خاطر وی روسری پوشیده است و بدون مقدمه و خیلی صریح به او گفت: چه خبر است؟ حالا که من آمده ام برایم نمایش بازی می کنی؟ حجابت را بردار و مثل همیشه باش، حجاب حکم خداست نه حکم من که ملاحظه من را می کنی!»
آن زن خیلی از برخورد شیخ تعجب کرد و حجابش را برداشت ولی همین شخص بعد از شهادت شیخ ر اغب محجبه شد.

یک بار دیگر شیخ راغب به جایی رفت که چند نفر داشتند پاسور بازی می کردند. تا ایشان را دیدند خواستند ورق ها را جمع کنند ولی ایشان گفت: «بازی کنید تا تمام شود، من صبر می کنم!»
گفتند: ممکن است طول بکشد.
فرمود: «باشد، صبر می کنم» و مدتی طولانی انتظار کشید تا بازی شان تمام شود.
و بعد از آن با مهربانی و صمیمیت خاص خود گفت: «لطفا کارت ها را به من بدهید!» افراد با تعجب کارت ها را به شیخ دادند. کارت ها را که گرفت به آنها گفت: «من برای شما چه قدر ارزش دارم؟»
گفتند: اختیار دارید.
حاج آقا فرمود: «نه، جدی می گویم، برای من چه قدر حساب باز می کنید؟
پاسخ دادند: این چه سؤالی است، شما به اندازه دنیا برای ما ارزش دارید.
این جواب را که شنید رو به آنان کرد و کارت ها را بین آنها تقسیم کرد و گفت: پس حالا به خاطر من هر کسی ورق های خودش را پاره کند!
و به این ترتیب با رفتاری دوستانه باعث شد خودشان ورق ها را پاره کنند و بعد هم شروع کرد با همان زبان و منطق با آنها صحبت کردن و با آنها قهوه ای خورد و به دنبال کار خود رفت.
و اما چه می شد اگر همه اینگونه رفتار می کردند...
امام عسکری(ع) در دوران کودکی شاهد اهانتهای متوکل عباسی به اهل بیت عصمت(علیهم السلام)، به ویژه پدر بزرگوارش امام هادی(ع)، بود. او می دیددشمن زیارت جدش امام حسین(ع) را ممنوع و حتی مزار مقدسش را با خاک یکسان کرده است.
متوکل به خاطر احساس ترس از گرایش مردم به اهل بیت (علیهم السلام)فرمان داد امام هادی(ع) و خاندانش را دستگیر و از مدینه به سامرا منتقل کنند.
امام عسکری(ع) یورشهای ناجوانمردانه و دور از ادب ماموران حکومت به خانه پدرش را مشاهده کرد و سرانجام در شهادت مظلومانه پدر ارجمندش به سوگ نشست.
فرمانروایان آن روزگار
بنی عباس، که پس از بنی امیه با زور و تزویر به حکومت دست یافتند، برای مردم چیزی جز وحشت، اختناق و ستم به ارمغان نیاوردند. آنها جنگیدند، غارت کردند و مردم را در بیچارگی، فقر و اندوه فروبردند. امویان کافرانه و آشکارا به اسلام ضربه می زدند، ولی عباسیان منافقانه و پنهانی. فرزندان عباس در پی آن بودند که با رنگ دین به نظام سیاسی خویش تقدس بخشند، اما تفکر اهل بیت سدی استوار در برابر هواهای نفسانی شان پدیدآورده بود.
آنها در ظاهر خویش را جانشینان رسول خدا(ص) معرفی می کردند، باعوام فریبی به نام دین از مردم بهره می کشیدند و اهداف خود را پیش می بردند. ستمگران بنی عباس، در سایه زور و تزویر، از کیسه بیت المال کاخهای باشکوه می ساختند، ماموران و چاپلوسان را ثروتمند می ساختند و بی خبر از وضعیت دشوارزندگی مردم به خوشگذرانی می پرداختند. فاصله طبقات فقیر و غنی هر روز بیشتر می شد. و سرنیزه های حکومت برای خاموش ساختن فریاد اعتراض مردم تیزتر.
خلفای دوران امام
خلفایی که همزمان با امامت حضرت عسکری(ع) قدرت را در دست داشتند، عبارتند از: 1- متوکل بیش از چهارده سال; (232- 247) 2- منتصر (فرزند متوکل)9 ماه;(247- 248) 3- مستعین (فرزند متوکل) سه سال و اندی; (248- 252) 4- معتز (فرزند متوکل) حدود چهار سال; (252- 255) 5- مهتدی 11 ماه; (255- 256) 6- معتمد (فرزند متوکل)23 سال; (256- 279)
در زمان این جنایتکاران مظلومیت شیعه فزونی یافت و بسیاری از شیعیان به طرز فجیعی به شهادت رسیدند. شدت ستم چنان بود که خودکامگان گاه پیکرهای پاک شهیدان را نیز آماج بی حرمتیهای خودقرار می دادند. در این زمان کانون تفکرات ناب شیعی حضرت امام حسن عسکری(ع)نیز پیوسته مورد آزار و اهانت قرار می گرفت. هر چند آن بزرگوار نیز چون پدرگرانقدرش به رعایت احتیاط و تقیه پای می فشرد; ولی شمار جاسوسان به اندازه ای بود که گاه مراعات همه جوانب احتیاط نیز سودمند واقع نمی شد. سبب اصلی این فشارها و سختگیریها علاقه شدید مردم به اهل بیت (علیهم السلام) و نیز روایتهای متواتر در باره قائم بودن فرزند امام عسکری(ع) بود.
... پيام هاي ديگران() link جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩ - عبدالرضا


